از نوجوانی به یادگیری زبان انگلیسی علاقه پیدا کردم. دلیلش را نمی‌دانم. شاید دلیلش معلم‌های زبان انگلیسی من بودند که همیشه ارتباط خوبی با آن‌ها داشتم و به این ترتیب ارتباط خوبی با زبان دوم آن هم از نوع انگلیسی گرفتم. در آن زمان آنچه مهم بود علاقه ایجاد شده در من بود نه چیز دیگر. از مقطع راهنمایی قدم در این مسیر گذاشتم و دوست داشتم به‌راحتی بتوانم به زبان انگلیسی صحبت کنم. همین امر من را واداشت تا در کلاس‌های مکالمه زبان به‌صورت جدی‌تر شرکت کنم و رشد پیدا کنم. این‌کار تا جایی پیش رفت که حس کردم می‌توانم در رشته ترجمه تحصیلات دانشگاهی داشته باشم و در آن فردی موفق باشم.
ناگفته نماند از دوران راهنمایی نوشتن را هم بی‌دلیل دوست داشتم. از انشا خوشم نمی‌آمد چون من را در موضوع آزاد نمی‌گذاشت، اما نوشتن آزادانه برای خودم را دوست داشتم و با آن حس و حالم خوب می‌شد .
از نوشتن که بگذریم دوست داشتم مطالب نوشته شده به زبان‌های دیگر را به زبان خودم یعنی فارسی برگردانم و از آن لذت ببرم یا حتی تسلط بر نوشتن به زبان دوم را نیز برای خودم زیبا می‌پنداشتم. از همان ابتدا دوست داشتم ترجمه را بخاطر ترجمه نه بخاطر کسب و کار نگاه کنم و از هنر و بکارگیری فن آن لذت ببرم. خوشبختانه این مورد همیشه برایم جدی بود و مانند بی‌ارادگی‌های دیگر تبدیل به چیزی بی‌ارزش برایم نشد. بعضی از مترجمان بزرگ مانند نجف دریا بندری که نویسنده شاخصی نیز بوده است، این موضوع را نشان می‌دهد که پیش‌بردن نوشتن و ترجمه در راستای هم هستند و برای بکارگیری آن‌ها مهارت دیگری نیز ضروری است. از این‌رو به این خواسته‌ام که این دو هنر را با یکدیگر پیش بگیرم و در مسیر آن‌ها قدم بردارم، جدی شد و تمام تلاش خود را می‌کنم همزمان همانطور که یاد می‌گیرم، همان مطالب را با مخاطبان این حوزه در میان بگذارم. امید است که بتوانم گره‌ی کوچکی را برای ورود به حوزه نویسندگی و مترجمی باز کنم.

مقدمه‌ای جهت یادگیری زبان دوم بود و در آخر منجر شد تا نام حوزه خود را بگویم.
یادگیری زبان دوم در عین لذت‌بخش بودن، سختی‌های خود را دارد. در ابتدای یادگیری هیچ لغتی، هیچ دستور زبانی و هیچ کدام از عواملی که بر یک زبان خاص تاثیرگذار هستند را نمی‌دانیم. اگر بخواهیم زبان را صرفا جهت صحبت کردن و تعامل با افراد دیگر یاد بگیریم بحثی کاملا مجزاست تا اینکه بخواهیم زبان دوم را جهت ترجمه یاد بگیریم.
اگر صرف صحبت کردن و مکالمه، زبان دوم را یاد بگیریم، می‌توانیم از کوچکترین مهارت زبان دوم برای بکارگیری آن استفاده کنیم. برای مثال اگر تعدادی اسم و ضمیر و فعل بدانیم، می‌توانیم با یک جمله ساده منظور خود را کم و بیش برسانیم. اما زمانی که صحبت از ترجمه به میان می‌آید باید زبان دوم را تا حد زیادی یاد بگیریم زیرا در ترجمه ابتدا باید ساختار یک جمله را بررسی کرد و سپس معانی لغات را یافت و آن را به‌صورت ساختار زبان دیگر نوشت.

اهمیت یادگیری زبان دوم برای ترجمه آنقدر زیاد است که می‌توان به‌راحتی گفت اگر نقصی در یادگیری زبان دوم باشد، نمی‌توان در ترجمه پیشرفت چشم گیری داشت. از این‌‌رو در جهت یادگیری بیشتر در زبان دوم (زبان انگلیسی) پیش خواهم رفت و دانسته‌های خود را به اشتراک خواهم گذاشت.