برای داشتن ترجمه‌ی بهتر، کافی است هم بیشتر ترجمه کنیم و هم بیشتر بنویسیم. بیشتر نوشتن به ما در پیدا کردن لغت‌های فارسی کمک می‌کند و بیشتر ترجمه کردن به ما در پیدا کردن واژه‌های مرتبط و معادل و هم‌چنین فرهنگ‌های دو زبان بیشتر کمک می‌کند. به این ترتیب دانسته‌های خود را که به صورت عملی در قالب نوشتن و ترجمه پیاده کنیم، راه و رسم بهتر نوشتن را کشف می‌کنیم و با سبک نوشتن خود آشنایی و انس پیدا می‌کنیم و در زمان ترجمه ذهن ما خود بخود به سمت دانسته‌ها رفته و لازم نیست فشار زیادی را برای به یاد آوردن واژه‌ها و قواعد به خود بیاوریم یا تازه در هنگام ترجمه به دنبال اصول و قواعد رفته و آن‌ها را مطالعه کنیم.

به طور مثال اگر هم چینش کلمات فارسی را با قاعده و اصول بلد نباشیم؛ یعنی به دنبال کتاب اصول و قواعد زبان نرفته باشیم، می‌توانیم با مطالعه و هم‌چنین نوشتن‌های روزانه و مستمر به یادگیری هرچه بهتر آن‌ها کمک کنیم و قواعد را در مسیر یاد بگیریم. به اینصورت مسیر خشک و بی‌روح یادگیری اصول و قواعد تبدیل به مسیری زیبا و در عین حال با مفهوم تبدیل می‌شود.