برای ترجمه کلمات اشاری، ابتدا باید با این کلمات آشنا شویم. همانطور که میدانید اشاری به همان اشاره بر میگردد. یعنی کلماتی که به چیزی،شخصی،مکانی و یا زمانی اشاره میکنند. از جمله کلمات اشاری:
۱. انواع ضمایر هستند. ضمایر فاعلی، مفعولی (it, them) از انواع آن میباشند.
۲. کلمات اشاری شخصی (she, her) هستند.
۳. کلمات اشاری برای یک مکان (here,there) هستند.
۴. کلمات اشاری زمانی (yesterday, now, today) هستند.
گاهی شما جملهای میبینید مانند:
Look at here, I am going to bring a glass of water for you.
در این جمله(here) را میبینید. برای ترجمه این کلمه باید فاصله مکانی گوینده یا نویسنده را با مخاطب در نظر بگیرید. برای مثال ممکن است (اینجا) برای مخاطب (آنجا) درنظر گرفته شود.
ارجاع (Reference)
ارجاع یکی از زیرمجموعه های کلمات اشاری است که به آن میپردازیم.
تعریف ارجاع: “عملی که توسط آن گوینده (یا نویسنده) از زبان استفاده میکند تا شنونده (یا خواننده) را قادر سازد چیزی را تشخیص دهد.”
برای انجام عمل ارجاع می توانیم از:
۱. اسامی خاص (George)
۲. اسامی و عبارات (a writer)
۳. ضمایر (he, she, it)
هر ارجاعی میتواند به یک کلمه یا عبارت اشاره کند. پس می توانیم بگوئیم برای هر ارجاع یک ‘دامنه ارجاع’ وجود دارد.
استنباط (Inference)
گزینه دوم کلمات اشاری، استنباط است.
این مورد بستگی به قدرت تشخیص آنچه که نویسنده یا گوینده میگوید، دارد.
در واقع “استنباط، اطلاعات اضافی است که توسط شنونده برای ایجاد ارتباط میان آنچه گفته میشود و آنچه که باید معنا شود استفاده میگردد”.
برای مثال شما برای خواندن یک کتاب از جورج یول، به دوستتان بگوئید جورجات کجاست؟ منظور از جورج، همان کتابهای جورج است. یعنی بجای اسم کتاب نویسنده، اسم خود نویسنده را بکار میبرید.
پیشمرجع (Anaphora)
مبحث بعدی در کلمات اشاری ‘پیش مرجعی’ است. پیشمرجع را میتوان “ارجاع بعدی به پدیده ای که قبلا معرفی شده است” تعریف کرد.
برای مثال شما در یک متن برای به اشاره یک چیز، شخص، مکان یا زمان واحد ابتدا اسم خاص آن را در جمله اول نام میبرید.
Mahsa is a doctor.
در ادامه متن شما میخواهید در مورد مهسا بیشتر توضیح دهید. برای مثال در ادامه میخواهید کار دقیق او، سن او، خصوصیات او و یا هر چیز دیگر در ارتباط با او را بیان کنید.
She is a 30 year old doctor.
همانطور که میبینید ‘she’ پیشمرجع اسم ‘Mahsa’ است و در ترجمه نیز ‘او’ به همان ‘مهسا’ برمیگردد.
پیشفرض (Presupposition)
همیشه در بیانات خود پیشفرضهایی را در نظر میگیریم. فرض میکنیم مسالهای که میخواهیم مطرح کنیم را خواننده یا مخاطب از قبل میدانسته است و میتواند حدسهایی بزند.
برای مثال: خواهرت کجاست؟
در این جمله پیش فرض اینکه شما خواهری دارید، درنظر گرفته شده است.
نکته: گاهی پیش میآید که پیشفرضها غلط باشند اما غالبا آنها صحیح و کاربردی هستند.
بنابراین آزمونی جهت این کار درنظر گرفته شده است با عنوان: منفی کردن جمله…
بدین صورت که اگر جمله شما به منفی هم تبدیل شود، پیشفرض شما تغییری نخواهد کرد.
My sister is here.
My sister isn’t here.
همانطور که مشاهده میکنید در دو جمله بالا پیشفرض واحد است و آن هم ‘خواهر داشتن’ میباشد.
پس در ترجمه درنظر گرفتن پیشفرضها هم اصل مهمی است که اصولا شما در متن با پیشفرضها به تدریج آشنا میشوید.
کنشهای کلامی (speech acts)
“کنش کلامی را میتوانیم تحت عنوان عملی که توسط گوینده هنگام گفتن جملهای انجام میشود، توصیف میکنیم.”
شما جملهای را بیان میکنید، مانند:
Surely, I’ll do my homework tonight.
در این جمله گوینده احتمالا به پدر یا مادر یا معلم خود قول میدهد که تکالیفش را انجام دهد. در واقع ‘قول دادن’ همان کنش کلامی است.
کنش کلامی میتواند ‘درخواست کردن’، ‘دستور دادن’، ‘پرسیدن’ و یا ‘اطلاع دادن’ باشد.
انواع کنشهای کلامی: کنش کلامی مستقیم و غیر مستقیم
وقتی چیزی را نمیدانیم و به صورت مستقیم از کسی سوالی میپرسیم تا آن را به ما بگوید، از کنش کلامی مستقیم استفاده کردهایم. مانند:
Do you have a call?
Are they at home?
اما آیا همه سوالها برای پرسیدن چیزی است که نمیدانیم؟
به مثال زیر توجه کنید:
Could you please call me again?
همانطور که متوجه شدید این سوال برای دریافت پاسخی نیست که جواب آن را نمیدانید، بلکه برای درخواست چیزی است. اینگونه سوالها جزو کنشهای کلامی غیر مستقیم قرار میگیرند.
اگر از ساختار خبری نیز به جای ساختار استفهامی استفاده کنید، گاهی کنشهای کلامی غیر مستقیم در آن وجود دارد. برای مثال:
You are so kind today.
معنی این جمله چیزی فراتر از این است که امروز شما مهربان هستید و در واقع گوینده در مورد اتفاقی که امروز برای شما افتاده است، سوال میکند.
نکته: گاهی مودبانه سوال کردنها مخاطب را به اشتباه میاندازد و مخاطب بجای اینکه کنش کلامی غیرمستقیم گوینده را درنظر بگیرد، کنش کلامی مستقیم را انتخاب میکند و در این صورت تعاملاتی عجیب و دور از انتظار پیش خواهد آمد.
برای مثال همان پرسشی که در بالا داشتیم را در نظر بگیرید.
Could you please call me?
ممکن است مخاطب در پاسخ بگوید:
Yes I can.
اما بعد از آن بدون زنگ زدن محل را ترک کند.
اینجا پیداست که مخاطب ظاهر مستقیم سوال را درک کرده بدون آنکه متوجه درخواست مودبانه گوینده شده باشد.
پینوشت: مفهومپردازی کلمات اشاری برگرفته از کتاب ‘مطالعات زبان’ نوشتهی جورج یول میباشد.
[…] قبلی […]