گمان کنم هدیه دادن به کسی، درست به شیرینی زمانی است که دیگری آن هدیه را دریافت میکند. به نظر من هدیه یندادن و هدیه گرفتن، هر دو، کار بسیار دلپذیری است.
امروز هدیهای دریافت کردم. هدیهای بینظیر. کتابی زیبا و در عین حال پرمحتوا.
امروز مجموعه داستانی از دوستی بینظیر و بامحبت دریافت کردم. راستش را بخواهید دلم برای هدیه گرفتنهایی که به من میچسبند، تنگ شده بود.
آنقدر برای تحویل گرفتنِ کتاب مجموعه داستانِ دوست عزیزم خانم بیتا کیهانیمهر ذوق و شوق داشتم که وقتی به خانه آمدم و متوجه شدم مادرم کتاب را دریافت کرده، بیدرنگ برخاستم و جلد پُستی آن را باز کردم.
بعد از آنکه کتاب را باز کردم با دستخطِ زیبای خانم کیهانی عزیز مواجه شدم و برای داشتنِ کتاب در دستانم ذوق عجیبی داشتم. راستش را بخواهید تابحال کتابی از کسی هدیه نگرفته بودم. حتماً چنین هدیهای برای بارِ اول به شیرینی در ذهن من باقی خواهد ماند.
اسم کتاب《دوباره پاییز》است. بعد از خواندن مقدمه، به سراغ اولین داستان رفتم که همنام با عنوان کتاب بود. مشتاقانه صفحه اول تا سوم را خواندم. کاری برایم پیش آمد. ترجیح دادم آن را با حداقل زمان انجام دهم و دوباره بعد از بیست دقیقه وقفه، به سراغ داستان اول رفتم و یک نفس آن را خواندم؛ طوریکه بدون نگاه به شماره صفحات، لحظهای به خود آمدم و دیدم، تنها دو صفحه به پایان داستانِ ۲۷ صفحهای مانده بود.
برای کتابخوانهای حرفهای، یک نفس خواندن کتابهای مختلف، کاری عادی است؛ اما این کار برای من، اتفاقی نادر است که همچون کسوف و خسوف در زندگیام رخ میدهد؛ زیرا ترجیح میدهم کتابهایم را روزانه کمحجم مطالعه کنم و پیش بروم.
داستان زیبایی بود. با عمق افکار من آشنایی پیدا کرد. طوری داستان برایم جذاب بود که انگار همان اتفاقها را در واقعیت خود تجربه کردهام. به همین دلیل نیز نتیجهٔ داستان به جانِ افکارم نشست و من را به دنیای تفکر بعد از خواندن کتاب هدایت کرد.
با نوشتن این فرسته میخواستم ارادت خود را به دوست عزیزم، خانم کیهانیمهر، عرض کنم و بتوانم قدردان زحمتی باشم که برای ارسال هدیهٔ خود به من داشتهاند.
پینوشت ۱: از امروز به بعد سعی میکنم مطالعهٔ خود را بیشتر کنم، چون متوجه شدم گاهی یکنفس خواندن هم لذت خودش را دارد. باشد که روزهایی برسد که در هفته مطالعهٔ چند کتابِ خوب را به اتمام برسانم و بر آگاهی و دانش خود بیفزایم.
پینوشت ۲: راستی از قبل میدانستم که این هدیه را دریافت خواهم کرد؛ چون ایشان آدرس من را برای فرستادن هدیهشان احتیاج داشتند. ولی به هیچ وجه این کار ذوق دریافت هدیه را از من نگرفت.
چه هدیه قشنگی گرفتی فائزه جانم و چه زیبا حس و حالتو گفتی برامون احسنت بهت ! وقتی ذوق داریم برا دیدن یه چیز حتی از قبل دونستنش هم برامون لذت بخشه 🙂
زندگیات پربشه از هدیههای زیبا و رنگارنگ عزیزم
ممنونم فائزه جانم، بخاطر نوشتۀ ارزشمندت و خوشحالم که کتاب رو پسندیدی. برقرار باشی.
لطف شما من را سرِ ذوق آورد. هدیه بسیار ارزشمند و شیرین و ماندگاری بود بیتا خانم عزیزم.