از چه بنویسم

از کجا

 

اینکه من چه می‌خواهم

یا اینکه زندگی از من چه می‌خواهد

 

به حرف‌های خوب و زیبا بیندیشم

یا باورهای مشکوک خود

 

بهار ناگفته‌ها در راه است

زمستان، سخت می‌گذرد

 

سختی راه را می‌نگرم

آسانی مقصود را نیز

 

به سوی کدام روانه شوم

به سوی آنچه دل بخواهد

یا به سوی آنچه عقل برگزیند

 

اینک عقل در خدمت دل گرفتار شده است

کاری از منِ عاقل برنمی‌آید

 

چشم آن بیند که دل بیند

گوش آن بشنود که دل شِنَوَد

 

جان می‌سپارم به ناگفته‌ها

به دنبال غنیمتی زیبا می‌گردم

به دنبال شنیدنِ حرفی که من را از من برهاند