نوشتن؛ بی‌دریغ و بی‌حساب

برای نوشتن خرج می‌کنم. شاید بپرسید چه چیزی را خرج می‌کنم. باید بگویم “زمان” خود را خرج نوشتن می‌کنم. زمان عمر ما هدیه‌ای بسیار ارزشمند است؛ پس باید آن را در جای مناسب خودش خرج کنم. جای مناسبش “نوشتن” است. “نوشتن” ما را به این سمت می‌کشاند تا تجربه، افکار، دانش، و هرچیزی که در زندگی برای ما با ارزش است را با قلم خود به ثبت برسانیم.

نوشتن را بی‌حساب و بی‌هیچ حق الزحمه‌ای دوست دارم. من را از خودم به من می‌رساند. وادارم می‌کند تا دربارۀ مسائل با جزئیات بیشتری بنگرم. نگرش من را در جهت اهداف من می‌سازد. زمانی که جمله‌ای می‌شنوم، کلمات را تفکیک می‌کنم، آوایشان را، و حتی طرز نوشتن آنها را نیز به خاطر می‌آورم. این کار اولین و بهترین فایده‌اش این است که توانایی من در درک کلمات مختلف بالاتر می‌رود. گاهی به دنبال معنای کلمات جدید می‌روم و آنها را در دفترچه ای ثبت می‌کنم تا کمکی باشد برای بیانی بهتر و همچنین نوشتاری بهتر در یادداشت‌های روزانه‌ام، آن وقت می‌دانم ذهن من آمادگی نوشتن چه چیزهایی را دارد و به موضوعاتی رغبت نشان می‌دهد.

نوشتن؛ بدون درج مکان و زمان

نوشتن به مکان و زمان خاصی وابسته نیست، نوشتن همیشگی است. نوشتن امری وابسته نیست. امری است پر از معنای آزادی. دقت کرده باشید هر کسی در این دنیا به دنبال آزادی بیان، افکار، و عمل است. باید دقت داشت هر نوعی از آزادی موجب آرامش ما نمی‌شود. به عقیدۀ من تنها آزادی مورد اکرام و احترام است که از طرف دیگر آرامش و ثبات مثبتی را به همراه خود می‌آورد و همه را به‌گونه‌ای زیبا در رفتار و عمل ما شکل می‌دهد. به این ترتیب نوشتن را یک نوع آزادیِ آرامش بخش می بینم که برای من افراد هم‌عقیدۀ ساخته شده است.

اینکه دیر به این موضوع پی بردم و اینکه از نوشتن همیشه بهره نمی‌گیرم، ایراد از افکار مزاحم و شاید کارهایی است که جلوی نوشتن را به ظاهر می‌گیرند؛ اما اگر دقت کنیم می‌بینیم بی‌آنکه دربارۀ سختی‌اش فکر کنیم، می‌توانیم در طول روز نیم ساعتی را صرف نوشتن کنیم.

نوشتن موضوع دقیق و ظریفی نمی‌خواهد، نوشتن موضوع را با خودش به همراه می‌آورد. همین که جمله‌ای یا ایده‌ای را در ذهن خود می‌یابیم یعنی به فعلِ “نوشتن” بله گفته‌ایم و خواهان ورود آن به زندگی خود شده‌ایم.

نوشتن؛ دیر نوشتن بهتر از هرگز ننوشتن است!

دیر به این فکر افتاده‌ام و حتی از زمانی که آزادی نوشتن را برای خود پیدا کرده‌ام نیز گاهی به دلایل مختلف به سمت نوشتن نمی‌روم و دست خالی به روز بعد وارد می‌شوم؛ اما وقتی به خود این اجازه را می‌دهم، متوجه می‌شوم که اگر هم چیزی را دیر پیدا کنم، می‌توانیم به محض اینکه متوجه درستیِ کار شدیم، تاحدودی به آن پایبند باشیم؛ طوری که اگر اندیشه‌ای به دلایل مختف ما را از نوشتن بازداشت، انگیزه ای وجود داشته باشد تا همیشه خوبی‌هایش و همراهی‌هایش را به ما گوشزد کند. به ما بفهماند که چقدر این راه‌حل در زندگی به کارِ ما می‌آید.

دیر رسیدم؛ عمری بدون نوشتن گذارنده‌ام. عمری برای بیان آزادی افکار خود، مبهوت تغییر در جهان بوده‌ام. عمری در پیدا کردن راهی درست برای بیان افکار خود به این در و آن در زده‌ام و ناموفق بیرون آمده‌ام؛ اما اکنون از آشنایی با “نوشتن” بسیار خوشحال و خرسندم. دیر پیدا کردن راه‌حل بد نیست، چیزی که آزاردهنده است، عملکرد دیر ما است؛ زیرا که می‌دانیم چه چیزی برای ما ارزش آن را دارد که زمان عمر را برایش بگذاریم، اما کوتاهی می‌کنیم.

اگر روزی به هر بهانه‌ای، به هر دلیلی ننوشتیم، دلیل نمی‌شود که پایه را از زیر خراب کرده و مسیر خود را تغییر دهیم. این راه‌حل تنها زمانی صدق می‌کند که به مسیر خود اطمینان داشته باشیم. اگر اطمینان ما از اصل و اساسی درست است، احتیاجی به تغییر مسیر نیست، بلکه احتیاج است تا در عملکرد خود تجدیدنظر کنیم و دوباره خود را در دام شیرین “نوشتن” بیندازیم.