مچِ مترجم‌گونه خود را گرفتم!
همیشه دلواپس ترجمه‌هایم بوده‌ام. اینکه آیا ترجمه‌ای عالی از آب در می آید یا نه همیشه فکر من را به خود مشغول کرده است. از ترجمه مقاله گرفته تا ترجمه کتاب. با قواعد آشنا هستم. مدرک آکادمیک در سطح کارشناسی و ارشد دارم، اما آیا داشتن این مدارک تمام ماجرای ترجمه را در خود حل می کند؟ اینکه آنها را قاب کرده و به دیوار بزنم موضوع حل می شود.
در یکی از روزهای بعد از دریافت مدارک تحصیلی که به تازگی مقاله ای برای ترجمه گرفته بودم، داشتن ترجمه عالی همه ی ذهن من را به خود مشغول کرد. شاید دلیلش پیگیری مشتری بود و اضطرابش برای اینکه ببیند آیا ترجمه ی دلخواهت خواهد شد یا خیر. ترجمه‌ای با موضوع حقوق نفتی…
مراحل کارم را برایش توضیح دادم. نمونه ترجمه یک صفجه ای از من خواست و من هم صفحه اول را ترجمه کردم و در اختیارش قرار دادم. پیدا بود که از ترجمه خوشش آمده بود اما دلیل تشویش و نگرانی اش را نمیدانستم. آنقدر نگران بود که دائم این سوال از ذهن من می گذشت که مبادا این یک ترجمه عالی نشود.
گویا این ترجمه قرار بود پایه و اساس کاری نو شود. ستون های کار نو این مشتری حالا به ترجمه من بستگی داشت. تا بحال کسی در این حد نگران ترجمه اش نبود. شاید بودند کسانی که یکبار می گفتند ، ترجمه خوب می خواهم یا مطمئن باشم از صحت و درستی ترجمه ام؟ پاسخ دادن به این آدم ها آسان بود اما به آن شخص که علاوه بر آنکه با زبانش چند بار به من ترجمه عالی را یادآوری کند، با نگاهش اضطرابش و در عین حال خواهش و تمنا خود را برای دریافت یک ترجمه عالی به من نشان میداد.
با این کارش من را به فکر فرو برد، فکری عمیق که مدرک من تنها دارایی الان من است و اینکه آیا در حد داشتن این مدارک در ترجمه قدرتمند هستم یا خیر. آیا می توانم شرایط اینکار را فراهم کنم یا خیر . داشتن ترجمه عالی شامل چه مراحلی است.
انگار با پذیرفتن آن ترجمه، داشتم این کار را نیز می پذیرفتم که باید بیخیال یادگیری آکادمیک خود شوم و به دنبال مراحلی قوی باشم که برای خود جمع آوری کنم تا به یک ترجمه عالی و فوق العاده دست پیدا کنم. شاید کمی از کتاب هایم، کمی از سایت های مختلف، کمی از قدرت تحلیل خودم و هرچیزی که بتواند در این راه من را راهنمایی کند.
برای رسیدن به هدف، یعنی دست یافتن به مراحل دقیق ترجمه، پای در این مسیر گذاشتم و خود را خالی از هرگونه اطلاعاتی یافتم و تنها سعی کردم تا مجددا مطالعه و تجزیه و تحلیل کنم، تا بتوانم ترجمه هایم را به درستی وسعت دهم و بر پایه و اصول پیش روم تا مشتری نیز بتواند با کارهای من آشنا شود و با قوت قلب ترجمه من را انتخاب کند و جای هیچ نگرانی وجود نداشته باشد.

نظری اجمالی به تعریف ترجمه:
اینکه ترجمه هنر است یا علم همیشه مورد بررسی بوده است. زبانشناسان اغلب ترجمه را علم تلقی کرده‌اند و آن را با نظریه‌های مختلف ارائه داده‌اند، درحالی‌که گاهی ترجمه، نوعی هنر خوانده شده است. هنری بودن ترجمه را بیشتر در مورد متون ادبی در نظر گرفته‌اند چون متون ادبی به آسانی نشان‌دهندۀ هنر و زیبایی‌شناختی متن می‌باشد. (موسوی میانگاه، ۱۳۹۳، اصول و مبانی نظری ترجمه، ص. ۴-۳)
اگر مترجمی بتواند در عین ارائه ترجمه به عنوان علمی که آن را فراگرفته، به جنبۀ زیبایی‌شناختی ترجمه نیز دقت کند و آن را به‌کار گیرد، می‌توان گفت ترجمه دو جنبۀ مورد نظر را دربرگرفته و توانسته موفق باشد.

مهارت و هنر نوشتن + مهارت و هنر ترجمه = ترجمۀ عالی
باید نوشت و هنر زیبانوشتن را با قلم خود درک کرد. باید مهارت ترجمه و هنر ترجمۀ زیبا را کسب کرد. اگر دوکار را با یکدیگر پیش ببریم، خواهیم دید که چگونه قلم ما ناخواسته و روان بر روی کاغذ می‌رود و کاری خارق‌العاده را رقم می‌زند. مگر جز این است که مترجمان بزرگ جملگی با عنوان نویسنده بزرگ نیز شناخته شده‌اند.

مترجم کیست؟
تمام انسان‌هایی که روزانه سعی در ارتباط با دیگران هستند، به نوعی مترجم محسوب می‌شوند. اما تنها تفاوت مترجم با سایر انسان‌ها این است که مترجم باید بر دو زبان مسلط باشد. به اصطلاحی باید دوزبانه باشد. پیام را از متن اول دریافت و آن را به متن دوم تبدیل کند و درعین حال تمام قوانین ترجمه را در آن لحاظ کند. همانطور که بِل (Bell، ۱۹۹۱) به آن اشاره می‌کند، تمایزِ مترجم از دیگر انسان‌ها این است که قطعا مترجم به طور هوشیارانه‌ای آگاهی بیشتری از زبان و منابع آن دارد. هر دو دانشی در مورد طرز عملکرد و روندهای زبان در اختیار دارند اما اینکه هردو حقیقت امر ترجمه را (دانش در مورد اینکه سیستم چه ویژگی‌هایی دارد) بدانند، حرف دیگری است. (موسوی میانگاه، ۱۳۹۳، اصول و مبانی نظری ترجمه، ص. ۴-۳)

مترجم یعنی دریافت دو زبان بگونه‌ای که مسلط بر مفاهیم اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … و همچنین مسلط بر تمام قوانین و قواعد ساختاری زبان باشد. زبانِ اول می‌تواند زبان مادری باشد و زبانِ دوم را خود شخص بر حسب علاقه، شرایط جامعه، شرایط کاری و غیره انتخاب می‌کند.

ترجمه عالی و خوب چه خصوصیاتی دارد؟

فرآیند ترجمه عالی و با کیفیت چیزی فراتر از برگردان یک زبان به زبان دیگر یا استفاده از ماشین ها و حافظه های ترجمه است. اگر قرار بود تنها با برگرداندن زبان‌ها کار ترجمه صورت پذیرد، دیگر هیچ نیازی به تعلیم و تربیت مترجم وجود نداشت. دانش ترجمه چیزی ماورای دانش زبانی و ساختاری زبان است. دانش ترجمه را کسانی می‌توانند بهتر هضم کنند که اول با ساختارهای دو زبان موردنظرشان بیگانه نباشند و دوم اینکه محیط‌هایی (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و …) که زبان‌ها در آن شکل گرفته را به‌خوبی بشناسند.

این مطلب در دست احداث است…