در این اوضاع و احوال کرونایی دل خیلیها گرفته است.
یادم میاد اولین روزها این خبر مثل یک شوک به ما وارد شد. انگار فکر میکردم به کشور ما اصلا نمیرسد و همانجا در چین تمام میشود و میرود پیِ کارش! اما اینطور نبود.
ماه اول در خونه خیلی سخت گذشت، مخصوصا برا من که بیشتر وقتم بیرون سرِ کار بودم. آنقدر حوصلهام سر رفته بود که مدت زیادی با گوشی سپری میکردم. گوشی هم که عوارضش مشخص است و واقعا گاهی در عین بیحوصلگی و خسته شدن از دستِ موبایل، باز هم سراغش میرفتم. یعنی میتوانم بگویم یکجور اعتیاد نافرجام پیدا کرده بودم.
یکماه گذشت و دیدم نخیر این ویروس دستبردار نیست! با خودم فکر کردم و گفتم در این ایام کرونایی باید به فکر باز کردنِ گرهای از گرههایی باشم که همیشه از علایقِ من بوده و خواستم که بهشون برسم ولی نرسیدم. در واقع همیشه بهانهی وقت نداشتن را به میان آوردم و دست از فکر کردن به آنها برمیداشتم.
یکی از آن گرههای ذهنی من مترجمی و نویسندگی بود، از مترجمی تحصیلاتش را دارم و کم و بیش کار ترجمه انجام دادم اما نه روزانه و به صورت تخصصی! این اوضاع حوزهی فکری من را به طرف ارتباط بین این دو مهارت برد و باعث شد در مورد نوشتن هم بیشتر تحقیق کنم.
اگر اشتباه نکنم حدود ۲۰ فروردین ماه ۹۹ بود که با سرچ نام《نویسندگی》با سایت استاد شاهین کلانتری آشنا شدم و نوشتههای ایشان از همان ابتدا برای من خیلیخوب و اثربخش بود. باعث شد هر روز حداقل چند جمله یا الان بهتره بگم چند صفحه بنویسم، حتی اگر هم نوشتههایم خالی از هرگونه پیام مهم باشد. من به نوشتن ترغیب شدم و با گذراندنِ چند دوره تولید محتوا با ایشان، نهتنها از انتخاب خودم در رابطه با شرکت در دوره های ایشان پشیمان نیستم بلکه واقعا راضی هم هستم و کلی استفاده کردم. اینکه الان سایت شخصی دارم و وبلاگ مینویسم هم یکی از توصیههای ایشان بوده و کمکحالِ من است.
خلاصه که ویروس کرونا یا کوید۱۹ باعث شد که به کمبودهای عمیقی که در طول زندگیام احساس میکردم، بپردازم. کمبودهایی که نشانهای از خلا درونِ من بود. آن خلا را همیشه با وقت گذراندن سرِ چیزهای بیارزش یا شاید هم چیزهای باارزشی که به آنها علاقهای نداشتم، سپری میکردم اما همیشه یک چیزی درون من در مورد رسیدن به خواستههایم در زندگی فریاد میزد و مدام آنها را به من یادآوری میکرد. حالا که بهصورت جدیتر پا در مسیر نویسندگی و در عین حال ترجمه گذاشتم، امیدوارم که این مسیر در جهت بهبودی و بهرهوری تا آخرش برایم بماند.
کلامِ آخر: بیشتر مراقبِ مهربونیهایمان نسبت به همدیگر حتی نسبت به خودمان باشیم و بدانیم و بمانیم تا کرونا شکست بخورَد و دیگر برنخیزد!
و همچنین امیدوارم آنچه از کوید۱۹ میماند تنها درسهایی سازنده باشد نه درسهایی سوزاننده!
برای من هم فرصتی برای پرداختن به الویت ها بود موفق باشی عزیزم
ممنون از شما حدیث جان
بله خیلی عالیه که اگر از فرصتها استفاده کنیم.
آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما🌷