رویدادهای گفتاری (speech events)
در مبحث تجزیه و تحلیل کلام قرار داریم. باید بدانیم که برای بررسی مکالمهای که بین چند نفر صورت میگیرد، شرایطی باید درنظر گرفته شود تا بتوانیم مکالمه را متوجه شویم.
اول اینکه نقشهای گوینده و شنونده (کسانی که با یکدیگر گفتگو میکنند) و روابط آنها با یکدیگر را بدانیم.
دوم عنوان گفتگو و موقعیتی که گفتگو در آن صورت میگیرد را بتوانیم توصیف کنیم.
البته عوامل دیگری در این رابطه میتواند به ما کمک کند که بعداً به آنها بیشتر اشاره میشود.
تجزیه و تحلیل مکالمه (conversationanalysis)
برای درک گفتگوی میان دو یا چند نفر باید اصولی را بدانیم و بر اساس آن پیش برویم و آنها را تحلیل کنیم.
در قسمت مکالمه یا گفتگو، شاخصهای به نام “نوبتگیری” وجود دارد.
نوبت گیری به این معناست:
افرادی که با یکدیگر گفتگو میکنند باید بدانند چه زمانی باید سخن بگویند و چه زمانی باید گوش دهند.
معمول این است که طرفین صحبت تا زمانی که گوینده در اختتام حرفهایش مکث نکرده است، سخنی نمیگویند. علاوه بر مکث کردن گوینده که نشان دهنده پایان صحبتهای او است، پرسیدن سوال هم میتواند یکی دیگر از روشهای نوبتگیری باشد و به طرفین گفتگو نشان دهد که فرصت حرف زدن را میخواهد به شخص دیگری بدهد.
گاهی گویندههای زیادهگو را میبینیم که از علامتهای متفاوتی استفاده میکنند تا نشان دهند که سخن خود را هنوز تمام نکردهاند، مانند:
So, and, then, but
Or pause(…)
Em, er, you know
اصل همکاری (The co_operative principle)
اصل همکاری به این معنا است که :
“تا حد موردنیاز در مکالمات صحبت کنید، و آن هم زمانی که نوبت شماست، و در همان جهتی که گفتگو انجام میگیرد شرکت داشته باشید” (پاول گریس، ۱۹۷۵:۴۵)
با توجه به این اصل متوجه میشویم که شرکت کنندگان در گفتگو با یکدیگر همکاری دارند. این اصل به همراه ۴ اصل دیگر که در ادامه به آنها اشاره میشود، نخستین بار توسط “پاول گریس” توصیف شد.
اصول گریس:
۱. اصل کمیت: هنگام شرکت در مکالمات تا حدی که لازم است پیام خود را ارائه دهید، نه کمتر و نه بیشتر.
۲. اصل کیفیت: اگر فکر میکنید سخنی اشتباه است و یا شاهد کافی برای ارائه ندارید، آن سخن را نگوئید.
۳. اصل ارتباط: مرتبط با موضوع صحبت کنید.
۴. اصل حالت: واضح، کوتاه و منظم سخن بگوئید.
با در نظر گرفتن این چهار اصول از گریس میتوانیم علاوه بر گفتگویی موثر، موقعیتی برای طرفین صحبت ایجاد کنیم تا بتوانند به راحتی کلام را تجزیه و تحلیل کنند.
علائم تردید (Hedges)
گاهی این امکان وجود دارد در حرفی که میخواهیم به زبان بیاوریم، شک و تردید داشته باشیم؛ بنابراین در جمله از عبارتهایی استفاده میکنیم که تردیدها را نشان میدهد و در آن صورت است که میتوانیم پایبند به اصول همکاری باشیم. همانطور که در قسمت قبل اشاره شد، میبینیم که علائم تردید در اصل کیفیت کاربرد دارند.
برخی از آن علائم عبارتند از:
As far as I know
Now, correct me if I’m wrong, but
پینوشت: برگرفته از کتاب “مطالعات زبان از جورج یول”
ثبت ديدگاه