معرفی رمانی که به تازگی خواندم…
رمان کیمیاگر
نوشته پائولو کوئیلو
ترجمه آرش حجازی
این رمان را در نسخه پیدیاف به تازگی خواندم. داستان جذابی داشت بهطوریکه من را به ادامهی کتاب فرا میخواند.
پیش از خلاصه داستان باید در مورد ترجمهی آرش حجازی نظر خود را بگویم. ترجمهای که خواندم، روان و ادبی بود و از الفاظ ادبی در آن به وفور یافت میشد. مترجم در عین حال که به فکر رساندن مفهوم بوده، به زیبایی متن هم فکر کرده و از آن اثری ادبی ساخته است. البته از این کتاب ترجمههای بسیاری وجود دارد، از جمله بهرام جعفری که در مقایسه با ترجمه آرش حجازی حالت عامیانهتر و قدیمیتری دارد.
این رمان، داستان جوان چوپانی است که در پی آرزوهایش زندگی میکند. خوابی را چند بار میبیند و با خود فکر میکند که آن حتما رویای صادقه است. یعنی رویایی که حتما به وقوع میپیوندد. آن خواب تمام فکر و ذهنش را درگیر میکند. درپیِ آن و در مسیر رسیدن به آن رویا، از بهترین چیزهایش از جمله گوسفندهایش نیز میگذرد. چون مدام به فکر آرزو و هدفش بوده، نشانههای رسیدن به آن نیز سرِ راهش قرار میگرفتند. انگار همه چیز دست به دست هم داده بودند تا آن جوان خود را در کنار رویایش که رسیدن به اهرام ثلاثه مصر و دستیابی به گنج بوده، برساند.
جذابیت داستان، جسارتِ جوان و دیدن نشانههای پرماجرا در این مسیر است. آنقدر در این مسیر ثابتقدم بود تا در آخر با تمام سختیها به آرزویش میرسد.
خواستن، اراده، جسارت، ثابتقدم بودن و شجاعت در راه رسیدن به هدف، از ویژگیهای این جوان بود که امروزه هرکسی برای رسیدن به هدفهایش باید چنین ویژگیهایی را در خود پرورش دهد. بنابراین پیشنهاد خوبی برای مطالعه در اوقات فراغت است و میتوان چیزهای بسیار خوبی از آن یاد گرفت.
ثبت ديدگاه