بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿۱﴾
نون سوگند به قلم و آنچه مى ‏نویسند (۱)

قلم کلمه‌ای است که خدا از آن در قرآن یاد کرده است و آن قدر مهم بوده که نام یکی از سوره ها را به خود اختصاص داده است. انسان همیشه در مسیر آرامش قدم برداشته است به دلیل اینکه ذات او همیشه به یک آرامش درونی نیاز دارد. آرامشی که با محیط بیرونی و فیزیکی قابل بهره برداری نیست. در کل هر چیزی که درآمیخته با فکر و اندیشه و قلب انسان باشد، آرامش واقعی را در پی دارد.پیداست که من نیز به دنبال آرامش واقعی و ماندگار هستم و یکی از دلایلم برای ورود به عرصۀ نویسندگی نیز همین بوده است.

۱۴ تیرماه ۱۳۹۹ روز قلم بر اهالی قلم و اندیشه مبارک باد.

باید در ابتدا بگویم:
اولین سالی است که نوشتن را به طور جدی شروع کرده‌ام،
اولین سالی است که برای تبریک روز قلم می‌نویسم،
اولین سالی است که معنی نوشتن را تا حدودی حس می‌کنم،
اولین سالی است که تصمیم گرفته‌ام قدرت قلم را دریابم،
و اولین سالی است که رسالت زندگی‌ام یعنی تفکر و نوشتن را تا حدی قابل‌قبول پذیرفته‌ام.

چرا تصمیم گرفته‎‌ام بنویسم؟
فردی در ابتدایِ مسیر نوشتن هستم. نویسنده نام مناسبی برای الانِ من نیست. اما می‌دانم نویسنده شدن کار محالی نیست اگر بر نوشتن مداومت کنم و آن را چون نون شب لازم و ضروری برای ادامۀ حیاتی بهتر از قبل بدانم.
تصمیم گرفته‌ام که بنویسم زیرا نیازمند آرامش هستم. چون دیدن و خواندن و تفکر و نوشتن را دوست دارم. آن‌ها را در یک مسیر یافته‌ام. تلاش برای رسیدن به آن چهار مورد برای من معادل تلاش برای رسیدن به آرامش و دستیابی به رسالت انسانیتم است. شاید من اینگونه زندگی کردن را انتخاب کرده‌ام تا ابتدا بتوانم بیشتر مطالعه کنم و بیشتر بنویسم و افکار و فهم خود را نسبت به مسائل مختلف منتشر کنم. شاید در این مسیر کسی نگرش من را قبول داشته باشد و تاثیر مثبتی از آن در زندگی خود بپذیرد.
پیه موندریان جایگاه هنرمند را اینطور بیان می‌کند:
جایگاه هنرمند، موضعی فروتنانه است. زیرا اساساً او یک وسیله است.
من آن را اینگونه تعبیر می‌کنم:
او هنرمند را وسیله‌ای برای انتقال پیام می‌داند که نوشتن را تنها به جهت نوشتن می‌خواهد نه شاخ و برگ‌های فرعی که همراه با آن به سراغ هر نویسنده‌ای می‌آیند.
نوشتن را هنری زیبا می‌بینم. هنری که در نهایت زیبایی، پیام را منتقل می‌کند و ادراکی صحیح از چیزی را به نمایش درمی‌آورد.
خلاقیت به همراه چیزی که دوست داریم، ما را در مسیر اهداف پیش می‌برد. خلاقیت همراه با نوشتن انسان را سر ذوق می‌آورد. انسان را درجهت کشف افکار نهفتۀ خود مشتاق می‌کند. انسان را به فکر حال و احوالات درونی سوق می‌دهد. انسان را در جهت خلق نوشته‌های خلاقانه‌ای فرا می‌خواند که از ابتدای زندگی همراه او بوده ولی او از آن خبر نداشته است.
درون آدمی دنیایی بسیار بزرگ‌تر از دنیای گذشته و دنیای پیش روی ماست. دنیای درون را باید کشف کرد. اگر در مسیر دنیای درون قدم برداریم، آنگاه در به‌روی خلاقیتِ درونمان باز می‌شود و همه چیز آسان تر پیش می‌رود. رالف والدو امرسون تعبیر خوبی در این زمینه دارد. “آنچه پشت سر ما و آنچه پیش روی ماست، در قیاس با آنچه درون ماست جزئی است”. انگار او این دنیای درون را بسیار خوب درک کرده است و راه درونی‌اش را پیدا کرده است.
باید راهی برای ارتباط با هنرمند درون پیدا کرد. ابتدای هر ارتباطی سلام و احوال پرسی گرم می‌تواند ما را با هنرمند درون بیشتر آشنا کند. سپس می توان با توانایی‌های او بیشتر آشنا شد. بیشتر او را همچون دوستی آشنا درک کرد و از راهنمایی‌ها و ادراک او از زندگی و اهداف آن بهره برد. بعد از آن می‌توان گفت که هنرمند درون، دوستی است که تنها هدفش رساندن تو به مسیر اصلی و مستقیم زندگی‌ات است.
نوشتن برای من دوست تازه کشف شدۀ درونم است. تابحال توانسته‌ام با او به خوبی ارتباط برقرار کنم و کاملا خوب همدیگر را درک می‌کنیم. او من را راهنمایی می‌کند و من هم با نوشته‌هایم او را بیشتر و بهتر پرورش می‌دهم و هر دو آینه تمام قد یکدیگر هستیم و تلاش داریم با هم به اهداف خود در این زندگی دست یابیم.
شما نیز می‌توانید نوشتن و نویسندگی را دریابید؛ در مسیر آن، گام‌های کوچک و بزرگ بردارید و به موفقیتی دست یابید که ابتدا رفیق شفیق شما – هنرمند درونتان – از آن خوشحال می‌شود و سپس خودِ شما.