به نوشتن علاقه‌مند شده‌ام به دلیل اینکه همیشه تفکر عمیق را دوست داشته‌ام. تا آنجا که به خاطر دارم، بیشتر گوش داده‌ام تا سخن بگویم. شاید دلیلش آن بود که کسی را هم‌فکر و هم‌عقیده خود نمی‌یافتم.

بیشتر خاطرات را می‌نوشتم و همانند آن بود که حرف‌هایم را با کسی در میان می‌گذاشتم و آرام می‌گرفتم. با خود می‌گفتم حالا که کسی نیست من را همانطور که هستم بشنود، می‌نویسم تا حداقل نوشته‌هایم خودِ واقعی من را نشان دهند و بتوانم با مرور آن‌ها خوب و بد خود را بشناسم.

اما حالا چند ماهی است به طور جدی تصمیم گرفته‌ام حرفه نویسندگی را اصولی یاد بگیرم. در این روزگار علاوه بر اینکه احساسات و احوالات من در مورد نوشتن همانند آن زمان‌ها است، تصمیم گرفتم تا به نویسنده‌ای حرفه‌ای تبدیل شوم و بتوانم در جهت مثبت، افکار و عقاید و دانسته‌هایم را ثبت کنم.

در این مسیر دوست دارم ژرف‌اندیش باشم و همه چیز را عمیق بشنوم، ببینم و بخوانم. مسائل و موضوعاتی را که علاقه دارم پیش بگیرم و چنان دانسته‌های خود را افزایش دهم که بتوانم در حوزه‌ی خود و شاید در اصلِ حوزه‌ی نویسندگی صاحب‌نظر باشم و نوشته‌هایی آگاهانه و زیبا بیافرینم و در این راه تاثیرگذاریِ مثبتی داشته باشم.

اکنون نگاه به من به آینده، نگاهی حرفه‌ای به حوزه نویسندگی است؛ اما به آن معنا نیست که نویسندگی را در همین ابتدا به شکل شغلی پردرآمد برای خود در آینده‌ای نزدیک ببینم و آن را فقط از لحاظ مادی بنگرم و با شغل‌های دیگر مقایسه کنم. اکنون نگاه من به نوشتن، نگاهی پرشور و شوق است که برای رسیدن به خواسته‌ی قلبی خودم تلاش کنم.

دروغ چرا، همیشه با خود فکر می‌کردم نویسندگی برای آدم‌های فرهیخته‌ای است که از دوران کودکی، با نوشتن و کتاب در محیط اطراف خود عجین شده‌اند؛ اما خب در دوران زندگی من چنین شرایطی نبوده‌ است و به همین خاطر این آرزوی زیبا را تنها در ذهن خود حبس می‌کردم و آن را برای خود محال می‌دانستم.

اکنون فرصتی طلایی برای شروع نویسندگی است. می‌توانم به خود ثابت کنم که می‌توانم و هیچ آرزویی محال نیست؛ حتی اگر همین حالا از صفر شروع کنم. با موفق شدن در این مسیر، می‌توانم به دیگرانی که این حرفه و هنر را تفننی می‌پندارند و فقط برای دلخوش شدن من گاهی سخنانی می‌گویند از سر مهر یا بی‌مهری که “نوشتن خوب است اما نه آنقدر زیاد که تمام وقتت را بگیرد”، از تجربیات خود در این مسیر بگویم و با دلسوزی تمام آن‌ها را به پیگیری آرزوهایشان و حتی به نوشتن تشویق کنم.

می‌خواهم به این سخن که می‌گویند《بگذار گوش‌هایت حرف درست و زیبا را بشنود، مهم نیست گوینده یا نویسنده‌اش کیست، مهم حرفی است که درست است و ما می‌شنویم و بهتر است انجام دهیم》جامع عمل بپوشانم؛ زیرا که فواید نوشتن را خوانده‌ام و بسیار شنیده‌ام. می‌خواهم در خصوص آرزوی نویسنده شدنم، عمل‌گرا باشم. عمل‌گرایی بهترین نکته‌ای بود که امسال به آن دست یافتم.