آنچنان مبهوتِ این دنیا شده‌ای که انگار کسی دیگر موهبتی از خدا دریافت نکرده است

چنان در عالم خود غرق شده‌ای که فراموش کردی چرا به این دنیا آمده‌ای

 

چرا آنقدر در خود فرو رفته‌ای و تنها آن هنگام که خطری تهدیدت می‌کند، از جایت بلند می‌شوی و باز نیرویی تو را بر زمین می‌زند

 

چه بخواهی و چه نخواهی، دنیا همین است!

از خودت به سمت هیچ‌کس فرار نکن

زندگی‌ات را غنیمتی با ارزش بدان

زیرا که از هیچ آفریده شده‌ای

اما برای هیچ زندگی کردن، کارِ همچون تویی نیست

که در بهار زندگی، امیدش آنچنان بالا بود

 

حال، خودِ درونت را پیدا کن

نوازشش کن

بدان که این دنیا برای همه، سفری است دور و دراز

که اگر نخواهی

دنیایت سراسر پوچ و خالی از لطف می‌شود

دانسته‌هایت را بیافزای و همچون پولاد بر سرِ اهدافت بمان

و دریای دانش خود را را مدوام عمیق کن و بگستران

 

نگذار  زندگی همچون قطب، تو را طوری پابرجا کند

که روی زمین یخ و بی‌حاصل پا بگذاری

 

و نگذار زندگی همچون استوا، آفتاب سوزانش را چنان بر تو بتابد

که از جایگاهی که متعلق به آن هستی، فرار کنی!