بعد از چند روز می‌خواهم برای سایت مطلبی بنویسم، انگار کمی بیشتر باید خودم را به سمت نوشتن در سایت ترغیب کنم. اگرچه نوشتن روزانه برای من به عادت بسیار زیبایی تبدیل شده است اما انتشار مطالب و انتخاب یک مطلب مفید و مناسب برای سایت، گاهی من را برای انجام این کار بی‌اراده می‌کند.

اما امروز تصمیم گرفتم که هرطور شده ایده‌ای پیدا کنم ومتن کوتاهی دربارۀ آن بنویسم.

امروز داشتم به این فکر می‌کردم که آرزوهای زیادی در سر دارم و دائم به آنها فکر می‌کنم. فکر می‌کردم که گاهی برایم پیش می‌آید اهداف یا آرزوهای خود را در کارهای روزانه دیگران می‌بینم و در نگاه اول ناراحت می‌شوم که چرا من دیر به این فکر افتادم و اقدام کردم.

اما نگاه امروزم متفاوت بود. آن را دوست داشتم. طرز فکرم اینطور بود که شاید من آرزوهای خود را در زندگی دیگران ببینم، اما باید به این موضوع نیز دقت کنیم که اگرچه شرایط رسیدن فوری به اهداف، الان در اختیار من نیست و یا حتی اول راه هستم و راه زیادی را پیشِ رو دارم، اما در عوض باید خداروشکر کنم که همین الان هم به فکرش افتادم تا به هدف های خودم رنگ زندگی بدهم.

به این فکرکردم که شاید زندگی و کارهای من همین الان برای بقیه یک آرزوی زیبا و بزرگ باشد. همانطور که کارهای این روزهای خودم نیز روزی جزئی از آرزوهای زیبا و بی‌نظیر خودم در سال‌های پیش بوده است.

بنظرم باید هرازگاهی اهداف را مرور کرد، زیرا مرور آنها باعث می‌شود که این افکار روز به روز برای ما تداعی شود و راه‌های آن برای ما هموار شود.