«هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است. اما هربار که یک عمل را تکرار می‌کنیم ما این نخ را ضخیم‌تر می‌کنیم و با تکرار عمل نهایتاً این نخ تبدیل به طناب بلندی می‌شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می‌پیچد.»  اریسون سووت ماردن

در ابتدای شروع هرکاری تلاش می‌کنیم تا آن را به یک ریزعادت در زندگی خود تبدیل کنیم. عمل کردن به آن عادت‌ها بستگی به شرایط دارد و همچنین پایبندی به آن در تمام شرایط لازمۀ کار است. برای نوشتن هم همینطور است. در روزهای ابتدایی شروع نوشتن، نخ عادت ما بسیار نازک است؛ طوری که هر روز این امکان برای ما وجود دارد خوبی‎های نوشتن را به یکباره به هر دلیلی نادیده بگیریم و عادت نوشتن تنها به یک خاطرۀ چند روزه برای ما تبدیل شود. آنگاه برگشتنِ ما به سمت و سوی نوشتن کمی سخت‌تر از قبل می‌شود. اول به دلیل اینکه به عادت اولیۀ خود برگشتن سخت‌تر از شروع یک کار جدید است و دوم اینکه جبران گذشته هم همیشه ما را به سمت انجام ندادن می‌کشاند.

اگر عادت‌های ما تبدیل به عملکردهای خوب ما در زندگی شود، بنابراین می‌توانیم روی آن‌ها به عنوان پشتیبان پرقدرت خود حساب باز کنیم. عادت نوشتن ما هرگاه به عملکرد روزانه‌نویسی ما تبدیل شد، دیگر وقت آن رسیده تا بگوییم آن عمل (نوشتن) در ذهن ما جایگاه مثبت خود را پیدا کرده و تبدیل به یک رفتار مثبت در زندگی ما شده است. در این شرایط اگر هم چند روزی نتوانیم بنویسیم، خدشه‌ای به اصل رفتار و عملکرد ما وارد نخواهد شد.

در واقع نهادینه شدن هر عادت کوچک مثبتی می تواند تغییر رفتاری و عملکردی شگرفی در زندگی ما باشد. به کمک این نوشتن‌های روزانه حتماً می‌توانیم به خواسته‌های بزرگ‌تری که از نوشتن در سر می‌پرورانیم‌، برسیم.