گاهی پیش می‌آید که ایده‌ای روز و شب ما را درگیر خود می‌کند. گاهی آنقدر فکر ما را درگیر خود می‌کند که خواه ناخواه به سمت انجام دادن آن ایده می‌رویم.

وقتی در مسیر اهدافمان قدم می‌گذاریم، به احتمال زیاد باید باری را روی دوش خود تحمل کنیم طوری که تا انتهای مسیر موفقیت و رسیدن به قله از خستگی راه و بالا و پایین‌هایش فریاد نزنیم. گرچه این کاری بسیار دشوار است و به هنگام حرف زدن آسان است، اما نباید اجازه داد تا کسی یا چیزی ما را یک قدم به عقب بکشاند و در گوش ما زمزمه کند این کار را انجام نده!

وقتی سماجت به خرج می‌دهیم و از اینکه با صورت روی زمین بخوریم، نترسیم و پیش برویم، درست همان زمان است که از عمل‌گرایی خود نهایت استفاده را کرده‌ایم. اگر هم در انجام این کار نتیجۀ خاصی نگیریم، اما حداقل برای انجام کاری که مدت‌ها به آن فکر کرده‌ایم موفق بوده‌ایم.

عمل‌گرایی تنها کار سختی است که هرکسی باید پایبند آن در زندگی خود باشد؛ البته اگر در پیِ موفقیت‌های خود است. حرف زدن و حتی یک مرحله بالاتر، حرفِ خوب زدن اگرچه ارزش شنیدن دارد؛ اما عمل کردنِ به همان حرف‌ها است که تعیین‌کننده ارزش واقعی آن‌ها است.