امروز ساعت ۲ و نیم ظهر، پدرم کانال تلویزیون بالا و پایین میکرد که به کانال چهار رسید. برنامهای با محتوای کتابخوانی با مجریگری سروش صحت در حال پخش بود. به گمانم تازه شروع شده بود و مهمانش هم یک خانم بود. از آنجایی که پدرجان علاقهای به آن نداشت، میخواست کانال را تغییر دهد که من از او خواستم که تا شروع شدن سریال دلخواهش به من اجازه دهد تا چند دقیقهای آن برنامه را تماشا کنم.
بحث آنها در مورد امروز بود، روز ادبیات کودک و نوجوان. چون سروصدا هم بود، اینجا من فقط به چند جملهای که از حرفهای آنها برداشت کردم، اشاره میکنم.
۱. اینکه مهمان اشاره داشت به خواندن کتابهای مناسب برای کودکان، بخصوص کودکان زیر هفت سال که سواد خواندن هم ندارند. میگفت باید موضوعی که برای کتابخوانیِ بچهها در نظر میگیریم، موضوعی برای رساندن آرامش آنها باشد مخصوصا برای اینکه بخواهیم قبل از خوابیدن برای آنها کتابی بخوانیم. موضوع میتواند رساندن معنی و مفهومهای خوب از قبیل کمکرسانی، راستگویی و امانتداری و به دور از هرگونه تشویش و نگرانی باشد. دراینصورت هم به کودکان اجازه میدهیم به مطالب، خوب فکر کنند و هم با آرامش بخوابند و خوابهای پریشانی هم نبینند. این را هم گفت که از خواندن داستانهای خشن خودداری کنیم حتی اگر آخر داستان حرف از صلح و آرامش شود و آن هم به این دلیل هست که کودک همهی کتاب را برای خودش صحنهسازی میکند و ممکن است با جملهی ‘گرگ شکمش را درید’ کمی بترسد اما بروی خود نیاورد و آن هم در خوابهای او پدیدار شود و موجب آزارش گردد.
۲. معرفی کتابهایی دراین برنامه وجود داشت که یکی از آنها را به دلیل عنوان خوبی که داشت یادم ماند. نام یکی از آن کتابهای معرفی شده ‘فیلسوف کوچک‘ بود.
۳. سپس به موردی اشاره شد که مادر یا کسی که داستان را برای کودک میخواند، میتواند با نشان دادنِ کلماتِ خوانده شده، کودک را با این مساله آشنا کند که هر کلمهای نشانهای دارد و با انگشت خود کلمات خوانده شده را نشان دهد.
یا حتی میتواند داستان را از روی تصاویر برای کودک توضیح بدهد تا کودک بتواند با مفاهیم خوانده شده بیشتر انس پیدا کند و آنها را متوجه بشود.
ثبت ديدگاه